حرفهاي شما تكراري است..

حرفهاي شما را بارها شنيده ام

چيزي تغيير نكرده زمانه همان است كه بود..دلها سنگي تر شده كه

 

مهربانتر نشده

پس حرفهاي شما باز هم تكراري است

نشنيده ميدانم از چه ميخواهي بگويي

از طرز نگاهت پيداست كه چه در سر داري

تلاش عبثي ميكني براي پنهان كردن واقعيت نگاهت

حتي فروشنده دوره گرد هم خستگي نگاه تو را فهميد

***

حالا نگاهت را مي دزدي از نگاهم كه چه؟؟؟

مثلا ميخواهي بگويي كه من عمق احساست را نميفهمم؟؟؟؟؟؟

ميخواهي بگويي هيچ كس قد تو خم نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ميخواهي بگويي كسي اندازه تو عاشق نشد؟؟؟؟

يا شايد ميخواهي بگويي كسي اندازه تو دل نبست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هر چه ميخواهي بگويي تكراري است.

مینا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سروين

بعضي اوقات بايد به حرفاي تكراري گوش كرد و سعي كرد اونها رو فهميد. شايد حرفي كه بارها و بارها شنيدي و بي تفاوت از كنارش گذشتي اين بار معني ديگه اي برات داشته باشه.

آیتام

زمانه رو نمی شه کاری کرد- تکرار هم عین زندگی است ...

مرجان

اول از همه تغيير قالب وبلاگت رو تبريک ميگم.خيلی قشنگه. راستش خيلی فکر کردم که در جواب اين نوشته ی پراحساست چی بنويسم ولی چيزی به ذهنم نرسيد.از خوندن مطلب قبليت خيلی خوشحال شدم چون فکر کردم واقعا اتفاق خوبی افتاده.راستشو بخوای حسم از خوندن اين نوشته ی جديدت فقط همينو به يادم مياره که: در دياری که در آن نيست کسی يار کسی کاش يارب که نيفتد به کسی کار کسی...

مرجان

بنويس ديگه.تو که تنبل نبودی

مهسا

سلام عزيزم.چه عکس قشنگی زدی.دلم خيلی برات تنگ شده. هوا که بهتر شد يک روز حتما قرار بذاريم همديگرو ببينيم

مهلا

کاش يکبار....تنها همين يکبار...... تکرار می شدی تکرار......... وقتی حرفی برای گفتن نباشه،آدم گاهی حتی برای حرفهای تکراری هم دلش تنگ می شه......

مرجان

مرجان

فکر کنم باز آپ کردی من نميتونم ببينم.وای عاطفه واقعا فکر ميکنی اينقدر تابلوئه؟(کامنتی که برای پست من توی وبلاگم گذاشتی).چيکار کنم؟زندگی اينقدر چرند شده که آدم بايد دل خودشو به يه چيزی خوش کنه ديگه.

مرجان

يادم رفت بگم: کامنتت خيييلللييی باحال بود.ايول.کلی خنديدم

مرجان

چرا نمی نويسی عاطفه؟ تلاش مذبوحانه يادته؟ هروقت ميام ميبينم چيزی ننوشتی اين حس بهم دست ميده!!!