وبلاگ من

خانه وبلاگ
ايميل من
خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
mina
آرشیو وبلاگ
دی ٩٠
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
دی ۸٦
آذر ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
لینک دوستان
مچاله کنار خاطره
پرنده خارزار
رهايی
me & rest of my world
سخن عشق نه انست....
مردی که بعضی وقتها فیلم می شود
کمی اوج بگیر فریاد فکر شنیدنی است
میروکیو
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
تو فقط بگو
برگ برگهای درخت زندگانيم در فهم سره از ناسره حقيقت از دروغ عشق از نفرت و ...تمام تضادهای عالم در شرف پاييزی شدنند.
جوان است اما مجالی نمانده برای اين درخت تا بداند آنچه را نميداند.
پيش از آنکه آنقدر خزانی شود که هر آينه از وزش نسيمی امکان سقوطش باشد.
- می خواهد که بداند-
چه چيز را؟
آنچه را که تو ميدانی از راز زندگی.
نا گفته هايت را بگو...
محرم است اين دل تا پای جان
هر آنچه راز داری برايش فاش کن...تا برايت رازهای مگويش را زمزمه کند
باشد که با همنوايی و همرازی تو پاييز اين درخت هر چه دير تر بر پيکرش حلول يابد
پس بگو آنچه را ميدانی و بشنو آنچه که نميدانی
داناييت بيش باد!
مينا
