az rooye sadegi
دل خوش سیری چند؟

....انقلاب ....خون ...خشونت

وقتی چند سال قبل کتاب 1984 رو می خوندم واقعا هضمش برام سخت بود... الان می دونم منظور از ناظر کبیر و تله اسکرین و جین و زندگی سیاه و سفید و بی اعتمادی و ....جنایت.......چیه ...

احساس خفگی می کند این ملکه بی تاج ... درس و کتاب و هنر دل خوش می طلبد ... دل خوشمان سرکوچه کودکی ها جا مانده..

ای کاش خودمان هم همان جا مانده بودیم... بلکه وا مانده نشده بودیم.

یک سال دیگر هم گذشت از عمر بی ثمر این ملکه بی تخت (سالی که نکوست از بهارش پیداست)... پس کی روی آرامش می بیند این قصر بی خدم و حشم...

رای ما را پس بگیرید ... جوانی مان که تباه شد...

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸۸ - mina