az rooye sadegi
 

بازگشتیم..

دوباره یک تصمیم ناگهانی در عین حال با تمام غرور و شور زندگی گذشته.

چه بر سر دلمان آمد بماند...

دردسرهای زیادی از سر گذراندیم که نام بردن یک یک آنها جز ملال برایمان چیزی ندارد.

همانقدر میدانیم که خم شدیم..شکستیم...و بارها و بارها گریستیم..

تنها چیزی که مهم نبود گویا گریه هایمان بود.

بهتریم... گاهی به یاد گذشته ها چشممان تر میشود اما نه آنقدر ها که قلبی بایستد و تمایلی به خود کشی در ما ایجاد شود.

؛حتی حضور تان هم میتواند دروغ کثیفی باشد چرا که بخش اعظم وجودتان جای دیگری است..چه رسد به حرفهای رنگارنگی که با موجی از احساس به زبان میرانید..؛.

این جمله تنها جمله ایست که ماههای اخیر به خود گفته ام.

گاهی اگر چشمی تر میشود از سر دلتنگی است برای خودمان.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٦ - mina