az rooye sadegi
 

نميدانيم اين دوازدهمين ماه فقط در نظر اين حقير اين چنين سحر کننده است يا اين احساس را همگان دارند در مواجه با آن.پاکه به اول اين ماه ميگذاريم حس عجيبی پيدا ميکنيم خود را در جادوی اين ماه همچون شاهزاده خانمی ميدانيم که در انتظار شهزاده ای والاست...

حسی داريم بسان مسخ شدگان گمانمان بر اين است که ميتوانيم از کوه قاف سر در آوريم اگر فقط نيت آن را در دل آوريم و دهشت ناکتر آنکه تصور ميکنيم اگر کوه قاف نامی باشد به بلندای مرتفع برجی ميلاد نام ما ميتوانيم از نوک آن خود را در ميان آسمان و زمين معلق کنيم و اميدوار باشیم جايی نرسيده به زمين بال در می آوريم...

امسال حتی حس زيباتری داريم...

حس ميکنيم ميتوانيم تا آنجا که دلمان قرار می يابد پرواز کنيم...

تا آنجا که عرش خدا ياری کند اوج می گيريم و می رويم تا آنجا که کيان زندگيمان در آنجاست!

اينجا ياد آور ميشويم که اگر روزی سجلمان را گم کرديم شما شاهد باشيد که ما به ۱۴ مارس سنه ۱۹۸۳ ميلادی برابر با ۲۴ اسفند سنه ۱۳۶۱ شمسی اولين اعتراض خود را به زندگی آغاز کرديم ..گفتنی است سجلمان با اندک تفاوت چنين ثبت شده است نامبرده متولد اول فروردين ۱۳۶۲ است پس سالگرد اولين اعتراضمان به زندگی مبارک و ۲۳ سالگيمان.....البته نيتمان بر اين بود که مانند پيام های کوتاه خود را غافلگير کنيم که اين پيام را تا ۱۰ روز ديگر نخوانيد حالا که خوانديد عيدتان مبارک و يادتان باشد ما اولين نفری بودیم که عيد راتبريک گفتیم...

                                                                                  مينا

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٤ - mina